آموزش نکات تربیت فرزند

مفهوم شناسی تربیت دینی

1397/6/31 23:33
نویسنده : مشاور
17 بازدید
اشتراک گذاری

3-1-1- تربیت 
    «در مفردات راغب اصفهانی تربیت به معانی «پرورش دادن، پروراندن، ادب و اخلاق به کسی یاد دادن»  به کار رفته است. مؤلف مقاییس اللغه معتقد است تربیت بر یک معنای اصلی دلالت دارد و آن «زیادت و رشد و نمو» است. ربُّیته و تربُّیته به معنای غذا دادن است و غذا دادن موجب رشد و نمو است و ممکن است تربیت به معنای «اصلاح حال» باشد».
«یَمحَقُ الله الربا ویُربی الصَدَقات»      خدا ربا رانابود میکند وصرقات رافزونی می بخشد.
   ازمعنای این آیه به زیادت ونمو وپرورش ابعاد روحی ومعنوی انسان ازطریق تربیت پی می بریم.
موضوع تربیت :« موضوع تربیت ،انسان است. همه مباحث ومسائل واهداف وروشها درباره انسان است .براین اساس باید اوراشناخت ودانست که اوکیست وهدف از آفرینش او چه بوده است ؟ ».
3-1-2- تربیت دینی  
   تعریف هایی که از تربیت دینی ارائه شده اندرا با ذکرنام معرف آن تعاریف می آوریم: 
   نخست تعریف دکتر شاملی : ایشان در باب تعریف تربیت دینی می گوید: تربیت یعنی فرایند کمک به متربّی برای شکوفایی خودش و تربیت دینی عبارت است از این که «برای متربّی امکاناتی فراهم کنیم، آگاهی ها و اطلاعاتی به او بدهیم که با پای خود در مسیر شکوفایی دینی جلو برود.» آنگاه در تعریف دین ضمن پذیرش عدم اتفاق در تعریف دین، می گوید «دین عبارت از یک نظام یا مجموعه ای متشکل از زیر مجموعه باورداشت ها، ارزش ها و احکام است.» ما در تعریف «تربیت دینی» دنبال این هستیم که بدانیم چه باید بکنیم تا متربی در حوزه عقاید، ارزش ها و رفتار علمی از یک نظام خاصی پیروی کند و خودش را به آن ملتزم بداند.» آنگاه در پایان می گوید «در مجموع می توان گفت که بحث اصلی تربیت دینی در اسلام این است که چه کنیم که متربی آیین مدار و ملتزم به دین باشد». دین برای هر یک از این ها، دستورالعمل ها و روش هایی ارائه می دهد که با شیوه یک شخص سکولار و غیر متدین متفاوت است. بنابراین، آنچه در مفهوم تربیت دینی، ما به دنبال آن هستیم، مومن سازی و تغییر روابط چهارگانه ای است که هر شخص می تواند داشته باشد. در ساختار آموزش هایی که از طریق وحی صورت می گیرد، این نقشی است که ما به تربیت دینی می دهیم.» با توجه به مطالب فوق می توان گفت از نظر ایشان تربیت دینی مجموعه ای از فعالیت هاست که به منظور مومن کردن متربی و شکل دادن به روابط چهارگانه وی با خود، خدا، مردم، و طبیعت مطابق نظر اسلام انجام می شود.
   تعریف دکتر رهنمایی :تربیت دینی مجموعه ای از اقدامات و تدابیر (هدایت، نظارت، فراهم کردن زمینه ها و از بین بردن موانع) است که موجب ملکه شدن آموزه های دینی در متربی می شود. لازم به ذکر است که ایشان میان تربیت دینی و تعلیم دینی تفاوت قائل می شوند و معتقدند هر تربیت دینی مستلزم تعلیم است؛ اما هر تعلیم دینی مستلزم تربیت نیست. 
   دکتر زارعان نیز در مقاله «تربیت دینی؛ تربیت لیبرال» به تعریف تربیت دینی پرداخته اند. از نظر ایشان تربیت دینی دو معنا دارد: معنای عام و معنای خاص. معنای عام آن که با تربیت اسلامی مترادف است عبارت است از آموزش و پرورش فرد به گونه ای که شخصیت او با شخصیت مطلوب قرآنی همگون شود و بتوان او را مسلمان واقعی خواند. تربیت دینی در این معنا اختصاص به بعد اعتقادی ندارد و سایر ابعاد شخصیت متربی مانند بعد فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی را نیز شامل می شود. تربیت دینی به معنای خاص را می توان تربیت ایمانی نامید. مراد از تربیت دینی در این معنا این است که شرایطی برای متربی فراهم آید تا ایمان او تقویت شود و جایگاه خود را در کل هستی بیاید. اما از آنجا که ایمان دو بعد دارد: بعد درونی یعنی ارتباط قلبی با خالق جهان و بعد بیرونی یعنی عمل براساس آن ارتباط، تربیت دینی هم شامل پرورش بعد درونی ایمان است و هم شامل پرورش بعد بیرونی آن. با توجه به این معنا می توان «تربیت دینی را شکوفا کردن فطرت توحیدی انسان و تجلی آن در عمل عبادی وی تعریف نمود.» 
   تعریف دکتر خسرو باقری :از نظر ایشان گاه تربیت دینی را در عرض سایر حیطه های تربیت در نظر می گیریم و گاه آن را در معنای فراگیر آن به کار می بریم «به نحوی که در برگیرنده برخی یا احتمالاً تمام آنها» است. در صورت اول تربیت دینی عبارت است از پرورش عواطف فرزندان و تنظیم روابط اجتماعی آنان و در کنار آن آموزش آداب و مناسکی که صریحاً جنبه دینی دارند. در جهان هم religious education به همین معنا به کار می رود. در این صورت تربیت دینی محدوده و قلمرو خاصی دارد و در عرض دیگر حیطه های تربیت قرار می گیرد. به خصوص در کشورهای سکولار که تربیت دینی خیلی محدودتر مطرح می شود. به طوری که ممکن است یک بخش مسلم از برنامه مدارس در نظر گرفته نشود و یا خیلی محدود و انتخابی باشد. اما در اصطلاح ما تربیت دینی به اموری گفته می شود که صریحاً جنبه دینی دارند و از دیگر فعالیت ها متمایزند و ما آن را محدوده تربیت دینی می دانیم. در صورت دوم که تربیت را در معنایی وسیع به کار می بریم «تربیت دینی به منزله یک چارچوب و معیار وسیع و همه جانبه مطابق با اهداف غایی خلقت در سامان دهی به فعالیت های اجتماعی و عاطفی و جسمی مورد نظر می باشد که در این امر نقش غایت بسیار تعیین کننده است. لکن مربی و متربی در جزئیات امور مانند اتخاذ روش و شیوه ها در حوزه های متفاوت انتخاب کننده و مخیر است. زیرا معمولاً از آموزه های دینی بالنسبه مستقل می باشند و چه بسا از نظریه های مختلف به دست آمده باشند.»
البته در برخی حوزه ها ممکن است دین مطلبی بیان نکرده باشد که باید آن جزئیات را در جریان تجربه و مطالعه به دست آوریم و توسعه دهیم.
   بنابراین میتوان گفت: تربیت دینی فرایندی است دوسویه میان مربی و متربی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید،قوانین و مقررات دینی تلاش میکند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خود گام برداشته، به سوی  هدفهای مطلوب رهنمون گردد.
   هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذرآن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد.
   تربیت دینی به معنی خود شناسی ، خودیابی وخود شکوفایی و در مرحله ی آخر رسیدن به خداست. تربیت دینی کودکان از همان ابتدای تولد آغاز می شود. هرچیز که به وسیله یکی از حواس در مغز و اعصاب کودک اثر بگذارد نسبت به زندگی آینده اش بی اثر نخواهد بود.مثلا نوزادی که عمل منافی عفتی را مشاهده نماید، اگر چه آن را تشخیص نمی دهد اما روح و روانش از این حادثه زشت متاثر خواهد شد. افزون بر این، یک عامل دیگر هم در تعریف «تربیت دینی» تأثیرگذار است و آن ربط و نسبت تربیت دینی و تعلیم دینی است. برخی معتقدند تربیت دینی با تعلیم دینی متفاوت است؛ زیرا هر تربیت دینی مستلزم تعلیم دینی است ولی هر تعلیم دینی مستلزم تربیت دینی نیست.
3-1-3- تربیت ازدیدگاه امام علی (ع)
   از دیدگاه نهج البلاغه، تربیت ممکن، و روش های تربیتی مشخص و روشن است و بهترین روش های مقابله با موانع و آفات تربیت نیز بدرستی مورد ارزیابی قرار گرفته است، که فرمود:
   فَنَفسَکَ نَفَسَک ! فَقَد بَیَّنَ اللهُ لَکَ سَبِیلَکَ، وَحَیثُ تَنَاهَت بِکَ أُمُورُکَ،
   (زنهار! زنهار! در تربیت و سازندگی خویشتن تلاش کن زیرا که خداوند، راهی را که باید بروی، برای تو روشن ساخته است و آینده رفتن تو را مشخص و تبیین فرموده است)
   و سپس امیدواری می دهد که اگر از راه روشن الهی بروید و در تربیت خود و دیگران بکوشید حتماً پیروز شده و به سرچشمه سعادت خواهید رسید.
أیَُهَا النَّاسُ، مَن سَلَکَ الطَّرِیقَ الوَاضِحَ وَرَدَ الماءَ وَ مَن خَالَفَ وَقَعَ فِی التَّیهِ!
   (ای مردم، آن کس که از راه آشکار و جاده حق ره سپارد به آب می رسد و کسی را مخالفت کند در حیرت و سرگردانی قرار خواهد گرفت). 


  و آنگاه به ضرورت تربیت و خودسازی اشاره می کند که:
أیُّهَا النَّاسُ تَوَلَّوا مِن أنفُسِکُم تَأدِیبهَاَ، وَاعدِلُوا بِهَا عَن ضَرَاوَهِ عَادَاتِهَا.
   ( ای مردم، خودتان عهده دار تربیت نفس خویش باشید و نفس را از کشیده شدن به طرف هوس ها و عادتهای ناروا باز دارید. )
   گرچه موجودات حیاتی همه تربیت پذیرند،اما تربیت پذیری انسان از ویژگی های خاصی برخوردار است، انسان با برخورداری از عقل و تدبیر و عواطف انسانی، تربیت پذیرتر از دیگر موجودات نظام آفرینش می باشد که امام علی (ع) می فرماید:
   و لاتکوننَّ مِمَّن لاَتَنَفعُهُ العِظَهُ إلَّا إذَا بَالَغتَ فِی إیلَامِهِ فَانَّ العَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالآدَابِ، و البَهَائِمَ لَا تَتَّعِظُ إلَّا بِالضَّربِ. 
( از کسانی مباش که پند و اندرز به آنها سودی نمی بخشد مگر آنکه سخت در توبیخ وآزردنِ آنها مبالغه شود، زیرا انسان های عاقل با برخورداری از عقل ،پند بپذیرند، اما چهار پایان با زدن).
   با توجه به پندآموزی و تربیت پذیری انسان، امام علی (ع) سفارش می کند که:در تربیت کودک،وتربیت نفس،و تربیت افراد جامعه باید شتاب نمود و تربیت را از هر کار دیگری مقدم داشت، زیرا ممکن است آداب و روش های زشت و ناروا دل های پاک را آلوده سازد و تربیت و سازندگی را ناممکن نماید.
   اما م علی (ع) به فرزندش امام مجتبی (ع) می نویسد:
لتستَقبلَ بجدَّ رأیکَ منَ الامرِ ما قد کفاکَ أهلُ التجاربِ بُغیتهُ و تجربتهُ.
   (من در تعلیم و تربیت تو پیش از آنکه قلبت سخت شود و عقل و فکرت به امور دیگری مشغول گردد مبادرت ورزیدم تا با تصمیم جدی به استقبال کارهائی بشتابی که اندیشمندان و اهل تجربه زحمت آزمون آن را کشیده اند.) 
   پس از آنکه دانستیم تربیت ممکن است،و انسان تربیت پذیر می باشدو در امور تربیتی باید عجله و شتاب کرد،
   امام علی (ع)در کلامی نورانی، جلوه ارزشمند دیگری از تربیت را اینگونه مطرح می فرماید که:
«لاغنی کَالعَقل؛ و لا فقرَ کَالجَهلِ و لا میراثَ کالادبِ ولا ظهیرَ کالمشاوَرَهِ.»
   (هیچ ثروتی چون عقل نیست و هیچ فقری چون جهل نمی باشد و هیچ میراثی چون ادب و تربیت نخواهدبود.) 
    آن حضرت در سخنی كوتاه و در عین حال عمیق و ظریف، تربیت و ادب‏آموزی را میراثی بی مانند تلقی  نموده‏اند. اقلامی از میراث همانند زمین، خانه و ماشین در نظر كوته نظران، بزرگ و مهم جلوه می‏نماید امّا از دیدگاه امام مربیان، علی علیه‏السلام ، میراثی به مانند ادب و تربیت وجود ندارد و هرگز املاك و دارایی‏های باقیمانده مادّی، قابل مقایسه با میراث گرانبهای ادب و تربیت صحیح برای فرزندان نیست. و از این روست كه در سخنی دیگر، آن حضرت فرمود: "گرانبهاترین چیزی كه پدران برای فرزندانشان به ارث می‏گذارند، ادب است."
    امام علی علیه‏السلام ثمره و محصول تربیت صحیح را پرورش فرزند صالح و پیامد بی‏توجهی به امر خطیر تربیت را "رشد یافتن فرزند ناصالح " برشمرده و برای هر یك از این دو، آثار و نتائج مثبت و منفی بیان نموده‏اند. از دیدگاه آن حضرت فرزند صالح مایه انس و آرامش والدین است لذا می‏فرماید: «انس و آرامش در سه چیز است: همسری كه با شوهرش توافق داشته باشد، فرزندی كه صالح باشد و برادری كه موافق و هم رأی انسان باشد.» همچنین در سخن دیگری فرزند صالح را نیكوترین یادگار و بلكه مساوی با همه یادگارهای باقیمانده از والدین، معرفی می‏نماید: "الولد الصالح احد الذِكرین" مرحوم خوانساری در ترجمه و شرح خود بر "غررالحكم و دررالكلم" ذیل این حدیث می‏گوید:«فرزند صالح نیكوتر از یکی ازدو یاد است؛ یعنی اسباب یاد كسی به نیكویی ،دوتاست: یكی فرزند صالح كه از او بماند و دیگری سایر اسباب او. فرزند صالح نیكوتر از همه آنهاست یا اینكه فرزند صالح را با هر سببی بسنجند، از آن سبب نیكوتر است»
   از سویی دیگر آن حضرت آثار سوء و پیامدهای منفی پرورش فرزند ناصالح را مـورد توجه قـرار داده و همـه رهـروان صدیق خود را از بی‏توجهی به تربیت صحیح فرزندان برحذر داشته است. ایشان در سخنی فرزند ناصالح را مایه «نابودی شرف و بلندی مرتبه پدران خود و عیبناك كننده پیشینیان خود» معرفی می‏نماید. و در كلامی دیگر از فرزند ناصالح به «آلوده كننده‏ پیشینیان خود و فاسد كننده اولاد و بازماندگان» یاد می‏كنند. همچنین در سخنی دیگر او را مایه« محنت و شومی» دانسته  و در بیانی بلیغ، فرزند ناخلف را شدیدترین «مصیبتها »معرفی نموده‏اند. فرزند ناصالح نه تنها خویشتن خود را گم نموده و گوهر بندگی و انسانیت خویش را از دست می‏دهد، كه گاهی ممكن است پدر صالح و شایسته را به انسانی ناصالح مبدل گرداند؛ امام علی علیه‏السلام درباره زبیر فرمود: «پیوسته زبیر مردی از ما اهلبیت علیهم‏السلام بود تا اینكه فرزند شوم و ناخلف او عبدالله بزرگ شد ( و او را از ما جدا كرد).»
3-1-4- تربیت ازدیدگاه امام خمینی (ره)
   ازدیدگاه امام خمینی (ره)جوانها وکودکان ونوجوانان به علت پاک بودن فطرتشان قابلیت تربیتشان بیشتر است .بنابراین ازهمان کودکی بایدتحت تربیت قرار گیرندومربیانی داشته باشند که آنها راتربیت کنند.اینها ازهمان اول که وارد محیط آموزشی میشوند اماناتی هستند الهی به دست مربیان واین امانات ازانجا منتقل میشوند به جاهای دیگر وبدست معلمین دیگر تابرسند به آنجایی که رشدکردندوبزرگ شدند ووارد مراتب عالیه شوند . تربیت پذیری انسان به لحاظ بی نهایت طلبی او محدودیت ندارد یعنی تمام انسانها حتی پیامبران وائمه اطهار(علیهم السلام )درتمام مکانها وزمانها نیازمند تربیت هستند.
   انبیاء آمده اند ازطرف خداوند تبارک وتعالی برای تربیت بشر وانسان سازی .تمام کتب انبیاء ،خصوصا کتاب مقدس قرآن کریم کوشش دارند که انسان راتربیت کنند .زیرا باتربیت انسان عالم اصلاح میشود.اساس عالم برتربیت انسان است .انسان عصاره ئ همه موجودات است وفشرده تمام عالم است وانبیاء آمده اند برای اینکه این عصاره بالقوه رابالفعل کنند وانسان یک موجودی الهی بشود که این موجود الهی تمام صفات حق تعالی دراوست وجلوه گاه نور مقدس حق تعالی است.
 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف