آموزش نکات تربیت فرزند

فرزند پروری متناسب باجنسیت

1397/6/31 23:34
نویسنده : مشاور
46 بازدید
اشتراک گذاری

   یکی از نکته هایی که در فرزندپروری اهمیت دارد، این است که کودکان متناسب با جنسیت‌شان تربیت شوند. اگر کودکی با توجه به جنسیت خود پرورش نیابد (تربیت دختران با شیوه‌های پسرانه و پسران با شیوه‌های دخترانه)، ممکن است در آینده در پیداکردن هویت جنسی ثابت خود دچار مشکل شود.
   درواقع در شیوه تربیتی فرزندان باید با توجه به تفاوت‌های ظاهری با آنها رفتار شود چراکه مشخصه‌های روانی- رفتاری در دختران بیشتر درونی‌است‌.
   متاسفانه امروزه در جامعه زیاد دیده می شود که برای پسر بچه ها لاک می زنند،یا اینکه پدر از همراهی با پسرش ، شانه خالی کرده و مادر مجبور می شود ، در محیط های زنانه ، پسر را با خود همراه کند. 
   بنابراین باید با پسران و دختران به‌گونه‌ای رفتار شود تا باعث تقویت و پررنگ‌تر شدن خصوصیات‌آنها و نقشی که در آینده خواهند پذیرفت ،شود.به دختر خود به چشم همسر و مادر آینده و به پسر خود به چشم همسر و پدر آینده و پذیرنده مسولیت های اجتماعی نگاه کنید.پسر و دختری که خانواده او فقط به فکر راحتی و تن پروری اوبوده اند، چگونه می خواهد مسئولیت های سنگین آینده را به عهده گیرد؟
   تربیتی صحیح است که کودک در حالی پا به سن نوجوانی بگذارد که هم به نقش‌های جنسیتی خود واقف است و هم از کلیشه‌‌های غلط و تعصب‌آمیز به دور است. دین مبین اسلام نیز، دستور العمل های تربیتی ویژه ای برای دخترها و پسر ها دارد و در برخی موارد به صراحت به دلایلی که اکنون توسط علم دقت و کمال آن ثابت شده است نکات ظریفی را به والدین تذکر داده است که توجه به دختران یکی از این نکات است. فرزند دختر در فرهنگ دینی اسلام همواره مورد توجه بوده است و با تاکید از والدین خواسته شده است رفتار بامحبت تری نسبت به پسران با دخترها داشته باشند. 
3-3-6- دوجنسی بودن تربیت 
   تربیت ازنظر اسلام دوجنسی است وبرای دختروپسر متفاوت است. زیرا ازنظر علمی بهترین نوع تربیت آن تربیتی است که شرایط طبیعی وفطری موضوع تربیت لحاظ شود.
3-3-7- دلایل بر دوجنسی بودن تربیت 
1-تفاوت درجسم : «درزن ومرد تفاوتهایی ازنظر اعضای بدن دیده می شود که هرکوام ازآنها نشان دهنده نوعی کار ووظیفه است که باید برای آن ساخته شوند.»
2-تفاوت در روان 
3-وجود تفاوت در وظایف : «خلط وظیفه برای زن ومرد شکست وناکامی پدید می آورد. شرایط سخت بعضی از مشاغل برای زنان سبب به وجود آمدن ناراحتی ها ومعضلاتی می شود که برای آنان قابل تحمل نیست. اما بیداری او بربالین کودک بیمارش هرچند طولانی هم باشد قابل تحمل است. پس کارها ووظایف براساس مقتضای فطرت وطبیعتشان همانند نیست.» 
3-3-8- بهترین نوع تربیت
   «ازنظر اسلام بهترین نوع تربیت آن است که در برگیرنده مقتضای فطرت وضرورتهای سیاسی واجتماعی ومصالح فرد وجامعه باشد وبتواند به خواسته های درونی ونیازهای طبیعی وغریزی واجتماعی او پاسخ دهد.» یکی از موفقیتهای مکتبهای تربیتی در این است که برنامه های خود را بر اساس نیازهای درونی و فطری افراد با إرائه شیوه های صحیح تربیتی، پایه گذاری کنند، زیرا نیازمندیهای روحی افراد با اختلاف در جنس و سن به گونه ای است که روشی مخصوص به خود را می طلبد. از آنجا که دختران، همسران و مادران آینده خواهند بود، خداوند در فطرت آنها شرایط و روحیات لازم مادری و همسری را قرار داده است.
   در پرورش و تربیت دختران باید این اصل مورد توجه قرار گیرد که آنها را برای چه نوع زندگی و داشتن چه تحلیل و دیدگاهی از حیات آماده می کنیم؟ آیا از آنها زنانی می سازیم که فقط در صدد رفع نیازهای مادی و جسمی خود هستند؟ و یا زنانی که کسب مکارم و محاسن اخلاقی و ارزشهای معنوی را وجهه هدف خویش دارند؟ در تربیت دختران، اصل بر آموزش مسایلی است که در حال یا آینده بدان نیازمندند. 
3-3-9- اهمیت تربیت دینی دختران
   امروزه بیش از هر زمان دیگر باید به تربیت دختران همت گماشت؛ زیرا از یک سو نزدیک به نیمى از نیروهاى فعال و کارآمد جامعه را قشر زنان و دختران تشکیل مى دهند و از سوى دیگر، گستره فعالیت آنان، همه امور فردى و اجتماعى را در برمى گیرد. 
   اگر جامعه زنان و دختران در رفتار و داد و ستد و رفت و آمدهایشان، دستورهاى شرعى را رعایت کنند و با حفظ حجاب و پوشش اسلامى در اجتماع حضور یابند، انحراف هاى اخلاقى به میزان قابل توجهى کاهش مى یابد؛ زیرا بیشتر نابسامانى هاى فرهنگى و اجتماعى بر اثر اختلاط زن و مرد و جوانان دختر و پسر و در پى رعایت نکردن حدود اسلامى پدید مى آید که با تربیت دینى نسل جوان به ویژه دختران مى توان از این مسئله پیش گیرى کرد.
   در تربیت دختران ، به خاطر نقش حساس آنها در مسئولیتهاى خانوادگى و تأثیر آن در اجتماع ، باید مراقبت بیشترى نمود. دختر وقتى به سن هفت سالگى رسید، كم و بیش باید متوجه شود، رفتار و وظائف او با پسر فرق دارد، آیا دخترى كه مثل پسر احساس آزادى در پوشش كرده است ، در سن رشد و درك مى توان او را دستور حجاب داد؟! حجاب براى این دختر، مثل روسرى براى پسران سخت و مشكل است. دختران عروسك نیستند، زندگى آینده آنها به بانوئى نیاز دارد، خوش ‍فكر، با ادب و اخلاقى نیکو و دینى محكم ، همراه با تمیزى و نظافت و شوهردارى و ملاطفت .
3-3-10- اهداف تربیت دینی  دختران
   یکی ازاهداف تربیت دینی دختران با توجه به ایفای نقشهایی که درآینده برعهده دارند ، پرورش  باورهای دینی دردختران است . لازمه این آماده سازی برای ایفای این نقشها ،درونی کردن ارزشها وفضایل اخلاقی وباورهای مذهبی درمیان این قشراست.
   مهم ترین هدف از تربیت دختران افزون بر خودسازى و پرورش باورهاى دینى، آشنا کردن آنان با فنون و شیوه هاى زندگى مانند شیوه شوهردارى، فرزندپرورى، همسایه دارى و معاشرت با مردم است. بدین معنا که دختران در کنار فراگیرى اندیشه هاى دینى و آموختن رفتارهاى اسلامى، نقش آفرینى در عرصه هاى گوناگون زندگى را نیز بیاموزند. وظیفه مادر است که از کوچکى به آموختن نقش ها به فرزندان و دختران شان بپردازد؛ زیرا محیط خانه مناسب ترین فضا براى نقش آموزى دختران است و مادر، شایسته ترین معلم و راهنما براى دختر به شمار مى رود.  هدف از تربیت دختران، افزون بر بیمه کردن آنان در برابر انحراف هاى دینى و اخلاقى، آموزش نقش هاى مورد نیاز وى در زندگى خانوادگى و اجتماعى است، که مناسب ترین معلم در این زمینه، مادر و بهترین مدرسه براى انجام این کار، محیط خانه است .
3-3-11- شیوه های تربیتی خاص دختران  
   از آنجایى که دختران و پسران هر دو انسان محسوب مى‏شوند و متعلق به یک نوع از موجودات هستند، قاعدتاً بعضی از شیوه های تعلیم و تربیت (اعم از تربیت مذهبى یا غیر مذهبى) مشترکند. البته تفاوتهایی ممکن است به ظهور برسد که بعضی از این شیوه ها را اختصاصی بکند. این عوامل می تواند جنسی، تاریخی و اجتماعی باشد. مثلا فرض کنید در جنبه جنسى با توجه به ساختار تقریبا متفاوت روانى و انگیزشى و هیجانات دختران نسبت به پسران، ایجاب می کند که بعضى از شیوه‏هاى تربیتی اختصاصى شود. مثلا اعتماد به نفس که یکى از ابعاد تربیتى است، نیاز آن در دختران دارای قوت بیشتری است. چون اگر یک موجودى از احساسات قوى‏ترى برخوردار باشد، دارای حساسیت بیشترى بوده و در نتیجه نیازش براى استوارى و اعتماد به نفس هم بیشتر خواهد بود. در این صورت درتربیت دختران یکى از امورى که در اولویت خاص قرار مى‏گیرد، رشد مضاعف اعتماد به نفس است. با توجه به اینکه سن بلوغ در دختران زودتر رخ مى‏دهد به این ترتیب لازم است که ما زمینه‏هاى اعتماد به نفس را بیشتر، قوى‏تر و زودتر در آنان فراهم کنیم. دختران در سنین نوجوانی به دلیل قوی تر بودن عواطف در آنان نیاز به ثبات شخصیتى بیشترى براى محافظت از خود دارند. برخی از دختران در سنین نوجوانى و مواجهه با جنس مخالف زودتر فریب می خورندکه یکی از علل این فریب تزلزل عاطفی است که در دوران کودکی در شخصیت فرد به ظهور رسیده است. پس بایستی دختران را آگاه سازند که در معرض خطر اعتماد سریع به دیگران هستند و در این خصوص باید محتاطانه‏تر و با مطالعه و تأمل بیشتر عمل کنند. پس به این ترتیب در مجموع مى‏توان گفت انتظار مى‏رود که پاره‏اى از شیوه‏ها و اصول تربیتى خاص دختران در جامعه نیاز به تدوین و بحث و طرح دارد که به دقت و مطالعه محققان در روابط اجتماعى - خانوادگى بستگی دارد. ولی لزوماً نبایستی منجر به ستمی معکوس نسبت به جنس مذکر گردد.
3-3-12- بهترین شیوه درتعمیق باورهای مذهبی ، تقویت نیروهای درونی است 
   امروزه شاهد موجهایی برخاسته از برخی تهاجمات فرهنگی حاصل شده توسط رسانه ها ونحوه ارتباطات اجتماعی شده ایم .ولی تاکنون در این مورد انفعالی عمل کرده ایم. فعالیتها بیشتر در جهت پنهان کردن و دور کردن افراد از این موجها بوده است، یعنی افراد را در قرنطینه هایی قرار دادیم که مبادا از این امواج متأثر شوند. البته دور کردن افراد از لطمات، یک اصل کلی است. چون تا آنجایی که ممکن است باید سعی شود در تربیت یک محیط تصنعی ایجاد کنیم، مثل محیط مدرسه که فرد را در محیط مناسبی قرار می دهد. ولی مسئله، ارزیابی اثر و برد این اقدامات است. مثلاً در مورد فردی که در یک محیط بسته زندگی می کند، این شیوه موفق است. ولی اگر در محیطی باز و پر تلاطم مثل امروز باشد، این شیوه دیگر پاسخگو نیست؛ یعنی دیگر نمی شود قرنطینه سازی کرد، به خصوص که ما بایستی به 5 سال یا 10، 20 سال آینده هم نگاه کنیم. یعنی همین ارتباطات بین المللی به وجود آمده بوسیلة اینترنت و شبکه های اطلاعاتی و … در 20 سال آینده مانند رادیو و تلویزیون یک وسیله ارتباطی عمومی می شود.
   به نظر می رسد که روش قرنطینه سازی در آینده چندان پاسخگو نخواهد بود. پس باید به فکر روش دیگری بود و آن روش در واقع عبارت است از تقویت نیروهای درونی فرد. یعنی باید اینطور اندیشید که تربیت، امروزه در محیطی باز و بی دیوار انجام می شود، پس بایستی یک ارزیابی معقول و منطقی نه متعصبانه و غیر منصفانه از جریانات جهانی، فرهنگی انجام شود. بایستی با بیان قوتها و ضعفها و مشخص کردن تخریبها و سازندگیها یک ذهنیت روشنی برای فرد ایجاد کرد تا بتواند نسبت به این جریانات اجتماعی و بین المللی و آثارش داوری و ارزیابی کند و دست به انتخاب بزند. در این صورت با تقویت قدرت تشخیص و انتخاب، یک گام از آن گامهای تقویت درونی را برداشته ایم. گام دوم هم جنبه های به اصطلاح عاطفی، جدای از جنبه های شناختی و فکری است. جنبه های عاطفی به این معنا که باید در افراد استواری شخصیتی ایجاد کرد . یعنی ایجاد اعتدال در احساسات فرد تا در مقابل چیزهای نو و جدید تحت تأثیر قرار نگیرد ،که این خود یک اثر تربیتی است. افراد در برخورد با مسائل نیازمند نوعی تعادل عاطفی هستند تا ارزیابی شان را تحت الشعاع قرار ندهد. این نکته به خصوص در تربیت دختران خیلی مهم است که بتوانیم در آنها به جای تحریم و ممنوع کردن ارتباط، یک نوع اعتدال به لحاظ عاطفی و هیجانی ایجاد کنیم. بنابراین با این دو جنبه شناختی و فکری مناسب، جدا کردن فرد از موقعیت و شرایط مناسب را کنار می گذاریم و به منظور داوری و ارزیابی، در او شخصیتی استوار و معتدل فراهم می آوریم که منجر به استراتژی تقویت درون شود. درواقع خود فرد به قبح یک عمل معتقد شود وخویش رااز ارتکاب آن عمل دور کند. خداوند در قرآن کریم می فرماید: 
   « علیکم انفسکم لا یضّرکم من ضلَ اذاهتدیتم »‌ «یعنی شما اگر به تقویت درونی بپردازید، کسانی که گمراه شده اند گمراهی شان به شما آسیبی نمی رساند.» یعنی به جای مخفی کردن افراد از موجها و مصائب قوت درونی آنها را پرورش دهیم. 
   یکی از راههای مناسب، آموزش این امر در کتب درسی دانش آموزان است. به خصوص در کتب تعلیمات دینی که متأسفانه این کتابها دارای مشکلاتی اعم از بیگانه بودن با مسائل روز و متناسب نبودن زبان و فهم آن با زبان و فهم مخاطب است. در صورتی که تفکر دینی باید یک تفکر زنده باشد که همیشه و در همه شرایط بتواند ما را هدایت کند (هدایتی که نسبت به زمان بی تفاوت باشد، هدایت نیست). این کتب آموزه های دینی را متناسب با ظرفیت و ویژگیهای این قشر مشخص بر نمی گزینند. ارزیابی این مسئله که چه عناصری از آموخته های دینی در سنین مختلف می بایستی به آنان آموخته شود، در چه سنینی توحید، معاد یا نبوت باید مطرح شود، آن هم به چه شیوه ای، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. البته منظور این نیست که ما زحمات دست اندر کاران کتب تعلیمات دینی را از نظر دور داشته ایم، بلکه مسئله بسیار پیچیده است و کار بیشتری را می طلبد. لذا اگر این سه ویژگی یعنی تناسب زمانی، انتخاب زبان عبارتی و نگارشی مناسب و توجه به نیازهای روانشناختی و ذهنی مخاطبان را در تنظیم و ترتیب کتب دینی مورد توجه قرار دهیم، وقتی دانش آموزی کتاب دینی را می خواند آن را در زمان خود زنده احساس می کند. کتب دینی باید برانگیزاننده و پاسخگو و مناسب با سن نوجوانان باشد تا آنها به این کتابها به عنوان کتابهای مطالعاتی و نه کتاب درسی صرف بنگرند.
3-3-13- تقویت عنصر عقلانی دردختران 
   دختران به دلیل لطافتهای وجودی در درونشان، طبیعتاً تمایل بیشتری به مسائل عرفانی، ادبی نشان می دهند. در نتیجه همینطور که ما برای رشد بهتر آنان زمینه سازی می کنیم، قاعدتاً پیشگیریهایی هم باید داشته باشیم. با توجه به اینکه قلمرو عرفان و ادب لغزنده است و به سرعت با خرافات آمیخته می شود (حتی خرافات مذهبی، یعنی خرافاتی که در فرهنگ مذهبی ما رایج می شود). متأسفانه برخی از افراد که پایه فکری و اعتقادی درستی ندارند به این مسائل دامن می زنند و به سرعت جذب این مسائل می شوند. ولی ما می توانیم عنصر عقلانیت را به عنوان یک عنصر خنثی کننده این افراد مورد استفاده قرار دهیم، پس عقلانی کردن تربیت دختران به هر صورت ضروری است و یک عنصر خیلی مهم است. برای اینکه کشش طبیعی دختران به عرفان و احساس و عاطفه زیاد است و اگر آن جریان رها شده و مهار نشود به حالت غیر عقلانی در خواهد آمد. بنابراین عنصر عقلانیت در تربیت دختران مهمتر از پسران است؛ فقط درجات آن متفاوت است و به لحاظ مبنایی مشترکند. پس ما باید عرفان و احساسات را در ضوابط عقلانی قرار بدهیم که در واقع از خرافه ها بر حذر باشیم. نقش مذهب می تواند به این گونه باشد که چیزهایی را که مذهب بر آن تصریح دارد، آنرا بپذیریم و مابقی را واقعاً به دیده تردید بنگریم. اسلام دینی است که اگر ما به نصوص صریح آن توجه کنیم خرافه گویی و گزافه گویی را مهار می کند. ولی فرهنگ مذهبی عامه متأسفانه به آنها دامن می زند. نگاه تربیتی باید این فرهنگها را از لحاظ آثاری که در تخریب یا پرورش جسمی و روحی فرد دارد، ارزیابی کند و از سوی دیگر با معیارهای اصیل مذهبی، مرتباً مورد ارزیابی قرار دهدواز یکدیگر تفکیک کند .
3-3-14- نقش الگوسازی والگو پذیری درتربیت دختران
   یکی از اصول و شیوه های تربیتی، داشتن اسوه و الگوست که در جریان تربیتی، سازنده است و هر جریان تربیتی که بتواند شخصیتهای پرورده را الگو قرار دهد، نیمی از راه را سپری کرده و در فرد از لحاظ انگیزشی و باور کردن اینکه می تواند تحول پیدا کند، آثار بسیار مثبتی دارد. مانند کسی که به ادبیات علاقه دارد و می خواهد شعر بگوید اگر معلمی داشته باشد که خود شاعر شناخته شده ای است، این مسئله به لحاظ انگیزشی روی آن فرد تأثیر می گذارد و این امر را در خودش به مراتب تقویت خواهد کرد. این نکته مهمی است و ما در تربیت دینی باید به آن توجه کنیم. برای اینکه شخصیتهای شکل گرفته و آرمانی و به تعبیر قرآن اسوه وجود دارند که خود قرآن هم آنها را معرفی می کند و توصیه می کند که به آنها روی آورید. تربیت ما هم به عنوان مربیان تربیتی نسبت به افراد باید این چنین باشد که این اسوه ها را به طوری که در زندگی روانی و فکری فرد وارد بشود، معرفی کنیم و آنها را از حالت کلیشه ای خارج سازیم. یک علاقة کور ایجاد نکنیم که منجر به دوست داشتن صرف و عشق ورزی ضعیف به لحاظ مبنایی شود. بدون اینکه این عشق دررفتار وعمل انسان تغییری ایجاد کند .
3-3-15- چگونگی بهره گیری ازالگوهای ایده ال دینی درتقویت مهارتهای فردی واجتماعی دختران 
   باید الگوهای زنده و نزدیک  را به دختران معرفی کرد وایده آلها را دست یافتنی کرد، در عین حال، فرد سلسله مراتب الگوها را ببیند. به صورتی که الگو در قله ای نباشد بسیار دور دست که فرد خودش را در آن حد نبیند و به این نتیجه برسد که آنها موجودات دیگری بودند و ما موجودات دیگری هستیم و این ارتباط را قطع بکند و همینطور الگو در سطحی نباشد که ما را برای رسیدن به قله های برتر تحریک نکند. الگوهایی همچون بانو مجتهده امین اصفهانی ،بنت الهدی صدر، حضرت زینب (س) وبسیاری ازبانوان که درطول تاریخ درخشیدند. دختران بدانند که این بانوان درهمین فضا وشرایط اجتماعی مشابه به درجات بالای موفقیت رسیدند. 
   سبک زندگی هر جامعه متأثر از ارزشهای حاکم بر آن جامعه است، الگوی زندگی اسلامی نیز منبعث از اصول و قوانین مشخصی است که بر اساس ملاک‌های اسلامی استوار گشته و سمت و سویی الهی دارد و هدف آن ارتقای انسان در جهت کمال و بهبود نظام‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، خانوادگی و... است.
   در دهه‌های اخیر، بخصوص در کشورهای اسلامی، در عرصه‌های گوناگون زندگی، از الگو و الگوسازی بسیار سخن رفته و ضرورت دستیابی به الگوهای مدیریتی اسلامی مورد تائید و تأکید قرار گرفته است. سیردر تاریخ و به تعبیر قرآن سیر در زندگی گذشتگان در این راستا، خود به عنوان یک اصل قابل تفکر دارای اهمیت است  در حقیقت تاریخ نمودی از بودها و نبودهایی است که از آنها درس بایدها و نبایدها را می‌توان آموخت.
   یکی از موضوعات مهمی که در قرآن از آنها سخن به میان آمده، زنانی هستند که در خلال رویدادهای تاریخی و قصص قرآنی معرفی شده‌اند. گروهی از این زنان چهره‌ای خوب و برخی نیز چهره‌ای بد داشته‌اند و به نوعی هر کدام نقش‌های حساس مدیریتی نیز عهده‌دار بوده‌اند. قرآن کریم با بیان نقش این زنان در دو قطب مثبت و منفی و ارائه سرگذشت آنها می‌خواهد آنان، هم مایه سرمشق باشند و هم مایه عبرت. سرمشق از زنان پارسای نام‌آوری که منشأ دگرگونی‌های مثبت بوده‌اند و عبرت از زنان بی ایمانی که موجب انحطاط فضیلت انسانی و بدنامی خود و گرفتاری دیگران گردیده‌اند. معرفی این زنان و بیان ویژگی‌های مدیریتی آنها که بنا به تقریر قرآن می‌تواند ما را به اصولی از مدیریت اسلامی راهنمایی کند، مورد بررسی قرار میگیرد.
3-3-16- الگوهای مورد تأیید خداوند در قرآن کریم
   یکی از حوزه‌های مباحث قرآنی در ارتباط با مدیریت اسلامی، قصص قرآنی است. در داستانهای تاریخی قرآن در کنار مردان بزرگ به زنان بزرگ نیز اشاره شده است. زنان ممتاز و برگزیده‌ای که در فراست و هوش سرشار و در توانایی بر درک حقایق و حل مسایل و رویدادهای اجتماعی و سیاسی و مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و ستم از منزلت بالایی برخوردار بودند. این زنان مدیرانی کارآمد بودند که توانستند در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اعتقادی، فرهنگی، خانوادگی و... بدرخشند. از اینرو به عنوان الگوهای مدیریت زنان معرفی شده‌اند. چنانکه از مدیرانی غیر مسؤول و ناکارآمد نیز در قطب منفی سخن به میان آمده است. اینک به برخی از آنها اشاره می‌شود:
3-3-16-1- بلقیس ملکه سبا؛ الگوی یک بانوی دانا وعاقله
    بلقیس زنی خردمند و آینده نگر بود که در فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی و کشورداری از تجربیات بالایی برخوردار بود . این موجب سلامت رأی و روشن‌بینی او شده بود. او با درایت و ذکاوت خویش، دعوت به یکتاپرستی را پذیرفت و با تمام قدرت و شوکتی که داشت، تسلیم حق شد. اقرار بلقیس به خطای خویش و توبه زیبای او حکایت از وارستگی و شجاعت و عظمت روحی این بانوی مدبر می‌کند.
3-3-16-2 - یوکابد مادر موسی علیه‌السلام؛ الگوی فداکاری وایمان 
   یوکابد (س) محل وحی الهی بود. او با الهام غیبی از جانب پروردگار به مراقبت از فرزندش پرداخت. این زن توانمند از نوعی کیاست برخوردار بود که در برابر سخت‌ترین حوادث، مقاومت و ایستادگی کرد و توانست مأموریت خود را با موفقیت به پایان برساند. در دامان این بانوی قهرمان، فرزندی تربیت می‌شود که بساط ظلم و ستم فرعون و فرعونیان را بر می‌چیند و نهضتی بزرگ برای نجات مستضعفان برپا می‌کند.

3-3-16-3 - آسیه همسر فرعون؛ الگوی مبارزه و شهادت‌طلبی در عرصه اعتقادی
   آسیه همچون مبارزی یکتاپرست تا پای جان از موسی علیه‌السلام و عقیده‌اش دفاع می‌کند و بر فرعون ضربه وارد می‌کند. او زنی قهرمان و خستگی‌ناپذیر بود که توانست زمینه‌ساز قیام موسی علیه‌السلام باشد. رشد و شخصیت انسانی و ایمانی، کار این زن را به جایی می‌رساند که در کاخ زمینی فرعون به سر برد ولی کاخ‌نشین آسمانی بهشت شد. او سالها یکتاپرستی کرد و سرانجام در راه مبارزه علیه ظلم و بی عدالتی به شهادت رسید.
3-3-16-4- مریم مادر عیسی علیه‌السلام؛ الگوی پرستش و پاکدامنی در عرصه عبادی
    حضرت مریم به عنوان یک انسان مزین به فضایل معنوی بوده و سرمشق و الگوی سالکان اعم از زن و مرد می‌باشد. او که مظهر عفاف و پاکدامنی بوده به درجه والایی از انسانیت می‌رسد، که مادر پیامبری اولوالعزم همچون عیسی علیه‌السلام می‌شود. وی با مدیریت آگاهانه این پیامبر الهی را در تمامی مراحل زندگی صبورانه حمایت می‌کند و انواع مشقت‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کند. مریم برای انجام این رسالت الهی در معرض تربیت و گزینش از جانب خداوند قرار می‌گیرد و همنشین ملائکه می‌شود و قرآن از او به عنوان برترین زن جهان یاد می‌کند.
   مریم افتخار داشت که فرزندی همچون عیسی علیه‌السلام را به دنیا عرضه کند. یکی از رسالتهای بزرگ هر زن ایفای نقش مادری اوست. یک بانوی خلاق ومؤمن در مسیر انجام وظیفه و عهده‌داری مسؤولیت مختلف، نباید رسالت مادری خود را به فراموشی سپارد. چرا که چنین مادرانی می‌توانند با تربیت فرزندانی موفق و شایسته جامعه را به سوی سعادت و تعالی سوق دهند. مریم این حقیقت را دریافته بود که این کرامت بزرگی از جانب پروردگارش به اوست که او قابلیت حمل فرزندی را پیدا کرده که معجزه‌ای الهی بوده و در وجود او این معجزه ظهور کرده است. این شخصیت معنوی نه تنها در اعتقاد بلکه در گفتار و رفتار و اعمال نیز تسلیم محض الهی می‌شود و به مقامی می‌رسد که از زنان برگزیده الهی برای عالمیان می‌شود. 
3-3-16-5- همسران نوح و لوط علیهماالسلام؛ الگوهای خیانت و رذالت در عرصه فرهنگی و خانوادگی
    در قرآن کریم این دو زن سمبل کفر و خیانت معرفی شده‌اند و مایه عبرت برای دیگران. آنها همسران دو پیامبر صالح بودند که حقیقت را درک نکردند و به پیامبران الهی و آرمان‌های آنها خیانت کردند. آن دو اقدام به سمپاشی در ترویج فرهنگ توحیدی نمودند و همراه با هلاکت خود، جامعه خویش را نیز به نابودی کشاندند.
3-3-16-6- حضرت فاطمه زهرا«س» جهان بینی و اندیشه ای ماندگار 
   شخصیت بی نظیر وممتاز فاطمه زهرا«س» در قالب یک شخص تعریف نمی شود، بلکه حضرت فاطمه«س» به اعتبار ویژگی های منحصربه فرد خود یک جهان بینی، فرهنگ و اندیشه ماندگار و تأثیرگذار است که ابعاد مختلف بشر وجامعه را تحت تأثیر خود قرار می دهد. دلیل ممتاز بودن الگویی حضرت فاطمه«س» نیزاین است که بعد از این همه زمان، همچنان پویا، تأثیرگذار و بامحتواست .در دنیای جدید و فضای عمومی امروز جامعه، معرفی کنندگان الگوها نیازمند یک استراتژی دقیق علمی- رفتاری و عملیاتی برای معرفی این الگوهای بی نظیر هستند که می توانند در قالب های جذاب برای نسل جوان امروز معرفی کنند.


3-3-17- نتیجه حاصل شده  از طرح این مباحث 
     بنا برآنچه گفته شد، ایمان گرایی برمحوریت حق ، ملاک برتری ومنزلت است .  در قرآن کریم با زنانی برخورد می‌کنیم که از شخصیت و ایمان و منزلتی بسیار بالا برخوردارند و خداوند متعال این زنان والامقام را به عنوان الگو و نمونه برای همه انسانها اعم از مردان و زنان و فراتر از هر مکان و زمان معرفی نموده است. از ویژگی‌های این زنان شایسته و برجسته، مدیریت هوشمندانه، ایمان و اخلاص، استقامت و پایداری، صبر و مقاومت، مخالفت با فرهنگ طاغوتی، خلاقیت و پویایی، علم و فراست، رهبری کانون خانواده و... می‌باشد. برخی زنان ناشایسته نیز در قطب منفی معرفی شده‌اند، که چهره تاریخ را سیاه و تاریک کرده‌اند. این زنان که ویژگی‌های بسیار منفی داشته‌اند، نه تنها کانون خانواده خود را متزلزل کردند بلکه با عناد و لجبازی، جهل و کوته‌فکری، خودکامگی و سرکشی، همفکری و همکاری با کافران و بی دینان، خیانت، جاسوسی، بی ایمانی و بی تقوایی جامعه را نیز به بی ثباتی کشاندند. قرآن کریم هر دو گروه رامعرفی کرده و زنان شایسته رادر عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، اعتقادی، عبادی، خانوادگی و...به عنوان الگو ارج می نهد. آنها در واقع جامعه خود را به سوی رشد و تعالی و پویایی سوق می‌دهند. امام خمینی (ره) در این رابطه درباره جایگاه زن در جامعه اسلامی چنین می‌فرماید: «زنان از نظر اسلام، نقش حساسی در بنای جامعه اسلامی دارند. اسلام زن را تا حدی ارتقا می‌دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه باز یابد و از حد شیء بودن بیرون بیاید و متناسب با چنین رشدی می‌تواند در ساختمان حکومت اسلامی مسؤولیت‌هایی به عهده بگیرد .»
3-3-18- بسترهای تربیت دینی دختران جوان
   علتها وبسترهای تربیت دینی دختران جوان رابایددرموارد گوناگون جستجو کرد.دراینجا دو بسترمهم رابررسی میکنیم:
3-3-18-1- اجتماع : «آدمی دراجتماعی که مردمانش بافرهنگ ،بامحبت ،پرانرژی ومؤمن باشند ،دینداروصالح می‌شود،اما درجامعه ای که جرم آفرین است ومردمانی خشن ،بی فرهنگ وبی اخلاق دارد به گمراهی وضلالت رهنمون خواهد شد.»
   نقش عمده سازندگی در جامعه به زن برمی گردد و انسانها، هستی و رشد و کمال خود را مدیون او هستند. نقش زنان در پیشبرد تمدن و هویت ملتها بسیار اساسی است. چنانچه درجامعه ای دختران ازامنیت وآرامش روانی برخوردار باشند ،موجبات پیشرفت وتعالی آنها فراهم می شود. درباوربسیاری از افراد جامعه نمودهای انحرافات دختران در جامعه مواردی چون بد حجابی ،رفتار سبک ودوراز شأن ،تمایل به ایجاد ارتباط باپسران ومانند اینها است. اما حقیقت این است که مهمترین انحراف جامعه خصوصا قشر زنان ودختران درسنین مختلف تغییر وشکست نگرش افکار مذهبی آنان است .دختری که به دلایل کوچک وبزرگ ، فردی واجتماعی اندیشه اش دچار تغییرو تزلزل شده است ،قطعا دچار نمودهای ظاهری انحراف اخلاقی خواهد شد.آن گاه است که ارزش دین ،قدر وقیمت سنت،احترام به بزرگان وگذشتگان ، حجب وحیای فطری ،قانونگرایی ،احترام به حقوق دیگران و...به خطر می افتدو افراد به راحتی دردام انحراف اخلاقی گرفتار می شوند.  
3-3-18-2- خانواده : «خانواده نخستین وکوچکترین واحد جامعه بشری است وراز بسیاری ازرفتارهای انسانها ناشی ازاخلاق خانوادگی وتربیت خانوادگی است .برهیچ کس پوشیده نیست که رفتار پدر ومادرودیگراعضای خانواده تا چه حد دررفتارکودکان تأثیر می‌گذارد.»
   مظلومی درکتاب" بیایید به حرف بچه هایمان گوش کنیم "می نویسد :«والدین اولین مربیان فرزند هستند ونباید این وظیفه مهم رابه اولیای مدرسه موکول کنند .» درجایی دیگر می نویسد: «یتیم فرزندی است که پدر ومادر درجان او، دردل او ،درعقل او ،ودر نفس او ،پایگاهی اساسی نداشته باشد .»
   امن ترین و مطمئن ترین پایگاه برای دختران به ویژه دختران، خانواده آنهاست. شیوه رفتارهای خانواده ها و میزان موفقیت آنها در عملکرد مناسب می تواند ضریب اطمینان بخشی را افزایش دهد. خانواده ها در عصر کنونی، نیازمند تربیت دخترانی آگاه و توانمند برای دفاع از خویشتن و گزینش راهی صحیح برای رسیدن به موفقیت و سعادت هستند. در دنیایی که هجمه رسانه ای دشمن در صدد تزریق فرهنگ مسموم بیگانه به فضای فکری و ساحت روانی دختران است تا از آنان به نام آزادی و تساوی، ابزارهای دست و ویترینی جهت سودجویی های بیشتر بنگاه های اقتصادی بسازد، لازم است با اطلاع رسانی بهنگام به دختران و همراهی آگاهانه و همدلانه با این سرمایه های ارزشمند، آنان را در مسیری مطمئن بگذاریم.اینک به نقش هر کدام ازوالدین درتربیت صحیح دختران اشاره می کنیم.
3-3-19- نقش مادر درتربیت دختر
    رابطه مادر و دختر یکی از موضوعات مهمی است که می تواند در افزایش عزت نفس، حرمت خود و درنهایت خودارزشمندی دختران تأثیر بسزایی داشته باشد. مادر به دلیل هم جنس بودن با دختر خود نیازها و احساسات هم جنس خود را بهتر می شناسد .از طرفی رفتارهای مادر در ارتباط با دخترش به نحوی نقش مادر بودن را در دختران و نحوه تعامل با فرزند خود را در آینده القا می کند .
    نقش معنوی مادر در شکل دهی نیازهای درونی دختر، بسیار ارزنده است. از این رو پرورش دینی دختران باید به گونه ای باشد که او را به خداوند نزدیک سازد، آنچنان که در همه کارها و حالات خدا را ناظر بر خود بداند و یقین کند که خدا دوستدار کارهای نیک اوست. باید با استفاده از حس قهرمان جویی دختران، زنان پاکدامن و باتقوای تاریخ را به آنها معرفی کرد تا در سیر علمی و عملی خود با شتابی بیشتر حرکت کنند. مادر باید مسایل اعتقادی مانند توحید، نبوت، عدل، معاد، بهشت و جهنم، ثواب و عقاب را با زبانی ساده و متناسب با فهم آنان برایشان بیان کند. آموزش مکارم و محاسن اخلاقی از ضروریات زندگی انسانها بویژه زنان و دختران است، زیرا زندگی بدون اخلاق و تربیت بدون معنویت بی معناست و انسان را به جنایت و نگرانی سوق می دهد.
    برخی خانواده‌ها در چند دهه اخیر آزادی‌های فراوانی به دخترانشان داده و موجب ایجاد شخصیت کاذب در آنها شده‌اند به گونه‌ای که دخترانشان با وضعیت نامناسب وارد اجتماع می‌شوند که این امر به ضرر دختران، خانواده‌ها و نسل آینده است. اغلب مفاسد وآلودگیها بدان خاطر است که مادران نتوانسته اند فرزندان خود رابراساس اهداف ومقاصد صحیح بپرورانند واین خود ناشی از مسامحه وغفلت یا ناشی از جهل وبی خبری بوده است .مادران لازم است ازفنون تربیت وبرخی اصول وضوابط اخلاق ومذهب وران شناسی دختران آگاه باشند. 
   دخترانی که با والدین‌شان دچار تضاد و تعارض هستند، بعد از ازدواج با فرزندان خود نیز دارای مشکل خواهند بود، تنبیه شده تنبیه‌گر می‌شود. مادران افسرده، فرزندان افسرده و مادران دارای اختلالات روحی روانی، فرزندانی با مشکلات روحی و روانی تربیت خواهند کرد. اگر دختران را خوب تربیت نکنیم، نسل آینده تباه خواهد شد.باید زمینه و میدان‌های صحیح را برای ورود دخترانمان به اجتماع فراهم كنیم و تفاوت‌آنها با جنس مخالف را یادآور شویم.
    به فرموده امام خمینی (ره) «مادران ،مسئول صلاح وفساد فرزندان خویشند .آنان مسئولند که دردامنهای خود اولاد متقی بار آودند وبه جامعه تحویل دهند،بجه هایی تربیت کنند که ازآمال وآرزوهای انبیاء حفاظت نمایند.»
    بسیاری از صفات و روحیات فردی و اجتماعی دختران در برخورد با مسایل فرهنگی، اقتصادی و مذهبی، در دامان مادران شکل می گیرد. نظم، انضباط، صرفه جویی، برنامه ریزی اقتصادی، پای بندی به مذهب، چگونگی برخورد با اقوام و همسایگان، معاشرت با همسر و ... نمونه هایی از رفتار مادران در شیوه تربیت دختران است. 
 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف